محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

224

مناقب مرتضوى ( فارسي )

آزرده‌خاطر شده رفت . در راه به يكى از آشنايان فقير ملاقى شده ، قصّه باز رانده گفت : مىخواهم در جمعهء آينده فلانى را در مسجد جامع به قتل آورم . اگر كشته شوم ، شهيد و اگر بكشم خود غازى انگارم . آن آشنا گفت : مدّتى است كه من به فلان كس نسبت اخلاص دارم ، حاشا كه در دلش ذرّه‌اى از تعصّب راه داشته باشد ! چه او را امروز چند سال است كه از مطالعهء : « وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً » 4572224 خ 0 143 خ و از مشاهدهء : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » 5572224 خ 0 144 خ بلكه نسبت توحيد حاصل شده و صدق اين مقال در ايام مجالس عرس و غيره از وجد و حالش بر وجه كمال ظاهر و باهر مىگردد و به حكم قول مولوى معنوى كه : هركس مرا خواهد در مثنوى جويد ، بايد كه در مضمون اين چند غزل بىبدل كه از واردات فلانى است لحظه‌اى ملاحظه كنى كه غلبات شوق و آيات حضور و ذوق ، در غايت وضوح و نهايت ظهور است . غزل : كدام ديده كه بر طلعت تو شيدا نيست * كدام دل كه وصال تواش تمنّا نيست كدام تن كه به راه تو پايمال نشد * كدام سر كه ز عشقت انيس سودا نيست كدام كس كه نه چون خضر زندهء ابد است * كدام دم كه درو معجزِ مسيحا نيست كدام گل كه ز عشقت نه بلبلى به قفاست * كدام سبزه كه صد گون درو تماشا نيست كدام ذرّه كه در وى نه آفتاب نهانست * كدام قطره كه در وى نهفته دريا نيست به هر كجا كه نظر افكنى جمال حق است * عيان يقين تو ببين كه جز او هويدا نيست مرا چه باك ز رسوايى است اى ناصح * كدام عاشق برگشته‌بخت رسوا نيست كدام چيز كه « كشفى » نه عاشق است بر او * از آنكه دلبر هر جايىاش به يك جا نيست و له ايضا : آن شاهدى كه از ما ، ما را ربود ماييم * ذاتى كه در دو عالم ، يكتا نمود ماييم آن نشئه‌اى كه از جان ، هستى جان ربوده * و آن باده‌اى كه بر دل ، مستى فزود ماييم آن كو رهِ طريقت ، پويد به جان هميشه * و آن كو درِ حقيقت ، بر دل گشود ماييم اى زاهد مذَبْذَب تا چند غير بينى * باطن حق است بنگر ، گر در نمود ماييم بشناس صورتِ ما ، تا پىبرى به معنى * آيينهء جمالِ ربّ الْودود ماييم مرآت ذو الجلاليم ، خورشيد لا يزاليم * غرق محيط حاليم ، اوج و فرود ماييم در هر دو كوْن جز ما ، يك ذرّه نيست موجود * بنگر به چشم « كشفى » ، بود و نبود ماييم و له ايضا : ما درون خويشتن نور تجلّى يافتيم * مست گشتيم و مقام خود معلّى يافتيم